مدیریت

نام نیکی گر بماند زآدمی

*نام نیکی گر بماند زآدمی ...*

*نشر:* گاهنامه مدیر
■در سال ۵۹ با خانم معلّمی به نام خانم نسیمی ازدواج کردم. ایشان معلم یکی از روستاهای چسبیده به شیراز بودند و پس از دو سال معلّمی، مدیر مدرسه ای شدند که مختلط بود. 

□من آن موقع با ژیانی که داشتم در راهِ رساندن ایشان به مدرسه با محل آشنا شدم و زمینی در آن جا خریدم و طبقه پایین را مغازه ساختم، خانه ای هم در طبقه بالا... و این شد شروع قصّه عجیب ولی واقعی.
●من که اصالتاً ایلاتی بودم و مردسالار، حالا در محل بنده را شوهرِ خانم نسیمی می‌گفتند. مگه میشه؟ یک وجب سیبیل داشتم و آقای علیرضا بازیار شورابی که در تلویزیون هم کار میکردم و احساس این که برای خودم کسی هستم تو محل شده بودم شوهر خانم نسیمی.
○دیدم این طور نمیشه، به بهانه داشتن بچه وادارش کردم با ۲۰ سال سابقهٔ کار بازنشست بشه. فایده نداشت، شدم شوهر خانم نسیمی مدیر سابق.
■خوب من هم بیکار ننشستم، واسم خیلی مهم بود، اصالتمان از دست رفته بود، مغازه تنها راه چاره بود، مغازه را کردیم قنادی و چند شاگرد با اولویت شاگرد های خانم نسیمی، ولی فایده نداشت، میگفتند توی مغازه شوهر خانم نسیمی مدیر سابق کار می‌کنیم.
□این دفعه شاگردها را زیاد کردم، بیشتر، از دانش آموزان خانم نسیمی مدیر سابق ولی افاقه نکرد، شاید ده بار شاگردها را عوض کردم ولی جمعیت اون روستا هم زیادتر میشد و مریدان خانم نسیمی مدیر سابق بیشتر ...
#گاهنامه_مدیر
●کار را توسعه دادیم و شیرینی را در جنوب ایران پخش میکردیم. تو جنوب ایران سرشناس شدیم آقای بازیار، اما توی محل بازم همون شوهر خانم نسیمی مدیر سابق!
○فایده نداشت مثل این که قسم خورده بودند. موضوع برای من مهم بود. سه تا ماشین پخش خریدم وروی چادر های ماشین از چهار طرف نوشتم پخش بازیار، تلفن بازیار، قنادی بازیار، ولی محلی ها باز می‌گفتند ماشین قنادی شوهر خانم نسیمی.
■یه تابلو دو متر در ده متر از این تابلوهای گلوپی که خاموش روشن میشه دادم نوشتن *قنادی بازیار.* مردم محل گفتند قنادی بازیار شوهر خانم نسیمی! 
 □از اون محل خونه ام را جا به جا کردم، فایده نداشت. حالا بچه ام ۳۰ ساله شده بود دکان را سپردم دست او و خودمو بازنشست کردم، سه چهار ماهی یکدفعه میرفتم درِ مغازه... 
@gahname_modir
●حالا دیگه شاگردهای خانم نسیمی بچه داشتن، نوه داشتن، بچه هاشون می‌گفتن مغازهٔ شوهرِ خانم نسیمی مدیر سابق مامان و بابا!
○تو محل جدید میگن آقای بازیار که خانمش معلمه. الان هم یه ساله درِ مغازه شوهرِ خانم نسیمی مدیر سابق مدرسه مامان بزرگ و پدر بزرگ ها نرفتم ....
■درود بر همســـــرم خانم نسیمی و‌ همه معلّمها 
🖊️شوهر خانم نسیمی، علیرضا بازیار شورابـی

پنجشنبه یکم مهر ۱۴۰۰ | 7:52
دکتر مهدی صانعی
مشخصات وب
به وبلاگ مدیریت خوش آمدید. اگر مایل به عضویت در گروه واتساپی گاهنامه مدیر هستید به شماره  09122945096 در واتساپ پیام ارسال نمائید.
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • ایمیل
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • آبان ۱۴۰۰
  • مهر ۱۴۰۰
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • تیر ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۸
  • دی ۱۳۹۸
  • آذر ۱۳۹۸
  • آبان ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای مدیریت محفوظ است .