مدیریت

اگر چیزی خارج از قاعده گران شود....

✅ اگر چیزی خارج از قاعده گران شود !

اگر چیزی خارج از قاعده گران شود
🔵در جوامع متمدن :
مردم خردمندانه آن را تحریم میکنند

🔴در جوامع عصبی :
مردم وحشیانه شورش میکنند

❤️و در جوامع احساساتی :
مردم حریصانه میخرند و انبار میکنند

بعید میدانم در تاریخ چندهزارساله بشریت هیچکس به دلیل نخوردن پسته در شب یلدا از دنیا رفته باشد ، آجیل نه کسی را سیر میکند و نه کسی از نخوردنش دچار سوءهاضمه میشود پس میتوانیم به جای اینکه در صف‌های طولانی بایستیم تا پستۀ کیلویی ٢۵٠ هزارتومانی را به خانه ببریم خشکبار نخریم و به مهمانانمان بگوییم که : نه از سر نداری و فقر بلکه به خاطر اعتراض به گرانی بی‌قاعده آن را نخریدیم چون ما بخشی از همین جامعه هستیم و قرار نیست هر طور که خواستند با ما رفتار کنند و اجناس‌شان را به هر قیمتی که تحمیل کردند بخریم !!

می توانیم برای گرم شدن محفل شب یلدا تعریف کنیم که یکبار در آلمان شیر را بیش از حد متعارف گران کردند و پاسخ مردم به جای شورش این بود که دو روز شیشه‌های شیر توزیع کنندگان را از پشت در خانه‌هایشان برنداشتند . به همین راحتی ٣ روز بعد قیمت‌ها به روال سابق برگشت

در ادامه می توانیم این رفتار متمدنانه را با رفتار وحشیانه سودانی‌ها مقایسه کنیم که در اعتراض به گرانی بنزین پمپ بنزین‌ها را آتش زدند و میلیون‌ها دلار به کشورشان آسیب رسانند و باز میشود آنرا با رفتار نامعقول خودمان مقایسه کنیم که وقتی چیزی گران میشود خریدمان را چند برابر میکنیم تا به گران کنندگان جایزه هم بدهیم . این در حالی‌ست که قطع موقتی خرید خیلی از اقلام ضرری به زندگی ما نمیزند همان طور که در آلمان هیچکس از نخوردن شیر نمرد

میشود علت نداشتن آجیل در شب یلدای امسال فقر نباشد بلکه احساس مسئولیت یک شهروند در قبال جامعه‌اش باشد ، در این صورت مهمانان هم نه تنها ما را فقیر نخواهند پنداشت بلکه تحسینمان هم میکنند زیرا آنقدر شعور دارند که بفهمند مسئولیت اجتماعی بسیار ارزشمندتر از شکستن چند تخمه و خوردن چند پسته است

🏷 آیا وقت آن نرسیده که در مواجه با گرانی‌ها اندکی خردمندانه عمل کنیم ؟

سه شنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۷ | 19:15
دکتر مهدی صانعی

تصمیم گیری مشورتی یا مشارکتی؟

درخصوص سبک مدیریت مشارکتی و فوائد آن، مطالب بسیاری نگاشته شده است. اساسا" این سبک از مدیریت دارای طرفداران پر و پا قرص خاص خود است. اما یکی از سئوالاتی که بدور از هرگونه جانبداری و تعصب، باید بدان پاسخ گفت این است که: "آیا سبک مدیریت مشارکتی در عمل قابل پیاده سازی است؟" آیا می توان نظرات متنوع و گاه متعارض کارکنان را در یک تصمیم واحد تجمیع کرد؟ آیا مدیر در دنیای واقعی، فرصت کافی جهت اخذ نظر همه کارکنان زیر مجموعه خود را دارد؟ و ....

وقتی صحبت از تصمیم مشارکتی می نماییم منظور ما این است که نظر همه افراد احصاء شده و در تصمیم، دیده شده است؛ همه کارکنان تصمیم اتخاذ شده را تصمیم خود تلقی کرده و شاهد تبلور خواسته ها و نظرات خود در تصمیم اتخاذشده هستند. لذا، به اجرای تصمیم، متعهد خواهند بود. آیا تحقق چنین امر در دنیای واقعی امکان پذیر است؟ پاسخ خیر است. طبعا" تعارض منافع و خواسته ها احتمال دستیابی به یک تصمیم صد درصد مشارکتی را به حداقل ممکن کاهش می دهد. به عبارت دیگر، تحقق عینی و کامل مدیریت مشارکتی در سازمان، رویایی بیش نیست. شاید در اجتماعات کوچک چند نفره بتوان تصمیمی مشارکتی اتخاذ کرد اما در این امر در سازمانهای بزرگ فوق العاده دشوار است. پس چه باید کرد؟

پاسخ در حرکت به سمت مدیریت مشورتی است نه مشارکتی. خداوند در آیه 38 سوره شوری می فرماید: «أَمْرُهُمْ شُورَی بَیْنَهُمْ». آنچه از معنای این آیه شریفه به ذهن متبادر می شود مشورت است نه مشارکت. خداوند هم بر مدیریت مبتنی بر مشورت تاکید دارد نه مدیریت مشارکتی. ما به اشتباه از این آیه شریفه، مدیریت مشارکتی را استنباط کرده ایم و به اشتباه، هر کجا از مدیریت مشارکتی سخن به میان آورده ایم از این آیه بعنوان پشتیبان بحث یاد کرده ایم.

در سبک مدیریت مشارکتی، تصمیم نهایی اتخاذ شده، برآیند نظر همه افراد است، همه افراد باید به روشنی شاهد بروز نظرات خود در تصمیم نهایی باشند و .... طبعا" اتخاذ چنین تصمیمی، بسیار زمان بر است و اکثر اوقات غیرممکن.

در تصمیم گیری مشورتی، مدیر با کارکنان پیرامون موضوع موردنظر، به مشورت می نشیند، نظرات یکایک آنها را می شنود و نهایتا" تصمیم خود را اتخاذ می کند. دقت کنید: مدیر پس از اخذ نظرات مشورتی کارکنان، نهایتا" راسا" اقدام به اتخاذ تصمیم می نماید. ممکن است در این تصمیم نهایی، نظر همه زیردستان یا برخی از آنها نمود پیدا کرده باشد یا هیچگونه اثری از نظرات آنها در تصمیم نهایی اتخاذ شده مشهود نباشد.

در سبک تصمیم گیری مشورتی، مدیر از هیچگونه الزام و اجباری جهت گنجاندن نظرات افراد در تصمیم نهایی برخوردار نیست. مختار است به نظرات مشورتی افراد عمل کند یا نه. اما در تصمیم گیری مشارکتی مدیر ملزم به احصاء نظرات و توجه به آنها در تصمیم گیری است. در تصمیم گیری مشورتی، مدیر شنونده نظرات مختلف پیرامون موضوع مدنظر است، بر اساس این نظرات، دیدگاه وی نسبت به موضوع، بهبود یا تغییر یافته، آنگاه شخصا" تصمیم می گیرد. لذا، در این نوع تصمیم گیری، مسئولیت تصمیم متوجه شخص مدیر است و کسانی که طرف مشورت مدیر قرار گرفته اند، کوچکترین مسئولیتی پیرامون نتایج حاصل از اجرای تصمیم ندارند. اما در مدیریت مشارکتی اینگونه نیست. مسئولیت نتایج حاصل از اجرای تصمیم مشارکتی، متوجه تمام کسانی است که در اتخاذ تصمیم ایفای نقش نموده اند. در این سبک از تصمیم گیری، پاسخگویی، مشترک است. لذا، شخص واحدی، عواقب تصمیم را بر عهده نمی گیرد. اگر نتایج خوبی عاید گردد افراد زیادی سعی در مصادره نتایج مطلوب به نفع خود را خواهد کرد. اما اگر پیامدهای تصمیم، ناگوار باشد هیچ کس پاسخگوی شرایط بوجود آمده نخواهد بود.

بر اساس آنچه به اختصار مورد بحث قرار گرفت به نظر می رسد پیاده سازی مدیریت مشورتی در سازمانها، امری شدنی تر بوده و بیشتر با فرهنگ حاکم بر سازمانهای کشور، همخوانی و سازگاری دارد.

یکشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۷ | 13:14
دکتر مهدی صانعی

اندر فواید شایعه....

بخش زیادی از زمان و انرژی مدیران دولتی صرف "تایید"، "تکذیب"و "تصحیح" اخباری می شود که تحت عنوان "شایعه" در فضای مجازی و واقعی مطرح می شوند.

سئوال این است که این شایعه ها توسط چه کسانی ساخته و انتشار می یابد؟ پاسخ این سئوال ۲ کلمه بیشتر نیست: مدیران دولتی! 

لابد می پرسید چرا؟

در بسیاری از دستگاههای دولتی سامانه ای نظام مند و معتبر جهت پایش علمی نظرات شهروندان وجود ندارد، لذا مدیر دولتی اولاً قادر به شناسایی دقیق نیازها و انتظارات شهروندان نیست. ثانیاً، نمی تواند  پیامدهای تصمیمات خود بعد از ابلاغ را به درستی پیش بینی و شبیه سازی نماید.

لذا، مدیر دولتی قبل از ابلاغ رسمی تصمیم خود، آنرا بطور غیررسمی و در قالب شایعه پخش می نماید تا:

۱. آستانه تحمل، درجه تاب آوری، میزان پذیرش تصمیم از سوی شهروندان و واکنش های احتمالی را رصد نماید.... مدیر دولتی، شایعه می سازد که قرار است بنزین بشود لیتری ۵ هزار تومان. سپس این شایعه را بطور غیررسمی پخش می نماید و آنگاه به تماشای واکنش های شهروندان می پردازد. اگر واکنشها شدید بود این بدان معنی است که جامعه ظرفیت پذیرش بنزین ۵ هزار تومنی را ندارد.

اگر مردم صرفاً شروع کردن به بازنشر این شایعه برای یکدیگر، برای این موضوع جوک و لطیفه ساختند و آنرا به شوخی گرفتند... این یعنی جامعه این قیمت را پذیراست.... ۲. ذهن شهروندان را برای پذیرش یک موضوع جدید آماده کند. وقتی بنزین لیتری ۵ هزار تومن، سرِ زبانها افتاد و به انحاء مختلف تکرار شد، ذهن به آن عادت می کند. لذا وقتی فردا فرد به پمپ بنزین مراجعه می کند و برای هر لیتر بنزین، ۵ هزار تومن پرداخت می کند دیگه خیلی دردش نمیاد چون ذهنش از قبل توسط سیاستگذار آماده شده.....

این است معجزه شایعه....

خوشبختانه ما در این حوزه استادیم و مبتنی بر شایعه به رتق و فتق امور مردم، مشغول....😀😀😀

 

چهارشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۷ | 13:3
دکتر مهدی صانعی

از ماشین تولید مقاله به مرجعی برای حل مساله

🔴از ماشین تولید مقاله به مرجعی برای حلّ مساله.

دره سیلیکون در آمریکا محل تولد و رشد شرکتهایی بزرگ و شناخته شده در حوزه فناوری است. تحلیل دلایل پیشرفت این منطقه بدون شناخت نقش دانشگاه استنفورد در این امر، غیر ممکن است. در واقع، نوآوری های رخ داده در بسیاری از شرکتهای واقع در دره سیلیکون، حاصل افکار و تلاشهای اساتید و دانشجویان دانشگاه استنفورد است....
چند سالی است نسل جدیدی از دانشگاهها در دنیا متولد شده است که ماموریت اصلی آن، حلّ مسایل گریبانگیر جامعه است نه صرفاً تولید مقاله.
⏹بر اساس این رویکرد، اولویت اول هر یک از دانشگاههای ما باید پرداختن به مسائل محلی و منطقه ای خود باشد: دانشگاه سیستان و بلوچستان باید اهتمام به حل مسایل خاص این استان داشته باشد و برای خشکسالی، طوفان های شن، مسائل قومی و امنیت و ... تدبیر عملی نماید؛ دانشگاه های سمنان، فردوسی، هرمزگان، تبریز و ....همه به همین شکل. دانشگاههای مستقر در تهران نیز به مسائل استانی و ملّی بطور توامان بپردازند....
⏺بر اساس این رویکرد، واقعاً چند نفر استاد دانشگاه را سراغ دارید که مساله ای از مسائل بیشمار منطقه خود را حلّ کرده باشد؟ تعداد کتب و مقالات، بیشمار اما دریغ از ارائه راه حلّ برای یک مساله واقعی گریبانگیر جامعه محلی....
⏏پیشرفت واقعی کشور مستلزم مسئولیت پذیری جدّی دانشگاهها در قبال مسائل واقعی منطقه محل استقرار خود است. امروز، تولید صِرف مقالات بی خاصیت یکی از معضلات گریبانگیر جامعه دانشگاهی کشور است....
🔴کاش شاهد آن روزی باشیم که ملاک ارزیابی و ارتقاء اساتید و درجه بندی دانشگاهها، کمیت و کیفیت مسائل حل شده توسط آنها باشد نه صرفاً تعداد مقالات تولیدی..... باید مسئولیت و ماموریت راهبری امر توسعه در هر منطقه از کشور را به دانشگاههای مستقر در آن منطقه سپرد و سپس آنها را دعوت به پاسخگویی کرد....

https://www.instagram.com/p/Bqq_58CH2PG/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=vven95gqivag

سه شنبه ششم آذر ۱۳۹۷ | 20:11
دکتر مهدی صانعی
مشخصات وب
به وبلاگ مدیریت خوش آمدید. اگر مایل به عضویت در گروه واتساپی گاهنامه مدیر هستید به شماره  09122945096 در واتساپ پیام ارسال نمائید.
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • ایمیل
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • آبان ۱۴۰۰
  • مهر ۱۴۰۰
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • تیر ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۸
  • دی ۱۳۹۸
  • آذر ۱۳۹۸
  • آبان ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • اسفند ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۶
  • دی ۱۳۹۶
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای مدیریت محفوظ است .